![]() |
پنج شنبه 7 شهريور 1392 |
اینجا هر خط مستقیمی می داند ساده به کجا می رسد
شاید هوای ناکجاآباد زوو کرده است قلبم
که شبگرد و نفس به نفس مستقیم می رود
حالا با چشم های خودم دارم می بینم
خط های کج قلبم دارند مستقیم می روند
مستقیم...ناکجاآباد
شب است و باید شبگرد شد...
و قلبم که دارد با زوووووووووووووووووووووووووووووووووووو...
نفس می کشد...
شاید هنوز ساده ام
و اتفاق که نفس های مرا به شماره گرفته است...
چه سخت است تمرین روزهای نفسگیر زندگی...
من این امتحان را دوست ندارم
م ن ...ن ف س... ز و و و و و و و و و و و و و و و و ..................
نظرات شما عزیزان:
![]() نویسنده : سعید محمدی( فارغونی)
![]() |